تبليغاتX
ZoZo.in rain

ZoZo.in rain

تا به حال یک روح واقعی دید؟!!!!!

۱.عواقب با خودتان است.

۲.با دقت به صفحه خیره شوید.

۳.اسپیکرها باید روشن باشد چون در هین گام نگاه کردن صداهای کوتاه و ضعیفی که به شوما کمک می کند.

۴.کسی نتونسته کمتر از ۳ دقیقه روح رو مشاهده کنه.

۵.بعضی ها روح رو داخت کمد و بعضی هه تو پنجره.

حالا  http://gorgi.bizhat.com/images/rooh.swf کلیک کنید.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 22:5  توسط Yasha  | 

*پس میشه نتیجه گرفت پرچم اسرئیل یک pentagram است *

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 0:5  توسط Yasha  | 

pentagram

pentagram يعني ستاره 5 پره . صورت فلکي 5 گانه اي است که در واقع قبله گاه

شيطان است .

pentagram نشانگر شکل ضاهري شيطان است (بز) .

روايت ميشود که که شکل ضاهري شيطان تشکيل شده از : سر بز .

 نيم تنه ي انسان . پاي جن . دم شيطونک و بال اوغاب .

آدم چه چیزهای که نمیشنوه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 23:21  توسط Yasha  | 

    satanism          

           

کسب قدرت تاريکی   برای شیطان پرستی

 

 

به دست آوردن نيرو های نهفته در تاريکی کسب قدرتی است درونی و بی پايان .

انرژی عظيمی که اين امکان را به شما میدهد روح خود را ارتقا بخشيد و کمبود

هايش را با قدرت جايگزين کنيد . نکته ی مهم در برگزاری اين مراسم اين است که

هرگز نبايد به نتيجه بدگمان باشيد . خالصانه به نيروي روح خود و روح تاريکی

ايمان داشته باشيد. آنچه باقی میماند آرامش و دوری از افکاره بيهوده است که بايد

در خود ايجاد کنيد.

 

مقدّمات

محراب : مقابل ديوار غربی قرار گرفته پارچه سياهی به روی آن کشيده ميشود.

بالای سر محراب ( روی ديوار) ستاره 5 پر وارونه نصب کن . روی محراب 2

شمع سياه روی پایه ، خنجر مخصوص مراسم ، جمجمه انسان ، یک زنگ ، یک آ

تشدان و يک جام بگزار.*برای نور بيشتر میتوان از شمع های سياه در گوشه های ا

تاق استفاده کرد / میتوانيد از جمجمه انسان ساخته شده از مواد مصنوعی نيز ا

ستفاده کنيد.*

 

خون : جام را با مايعی به رنگ قرمز پر کن .ماهيت مايع اهمّيتی ندارد زيرا که ا

ين مايع نماد خون قربانيست.

آ

تش : آتشدان را درست در مرکز محراب قرار ده .

 

پوشش : تماماً سیاه همراه با ستاره 5 پر وارونه آویخته بر گردن .

آ

داب مراسم :

 

به ترتیب ذیل زنگ را به صدا درآور : شش بار در جهت جنوب ، شش بار در

جهت شرق ، شش بار در جهت شمال .حال خنجر را بدست گیر به سمت پنتاگرام

وارونه نشانه برو و با لحنی دعایی نیایش کن :

 

بنام شیطان بزرگ و افتخار او ، لوسیفر من نیروهای تاریکی و قدرت شیطان را

به درون فرا می خوانم .

 

با خنجر پنتاگرام وارونه یی در هوا رسم کن و آتش را بیفروز ، نیایش را ادامه بده :

 

آتش سیاه برافروخته ودرهای تاریکی بر پاشنه خود چرخیده اند . روح سیاه

وشیطانی کاین ظاهر شده ، کسی که از دوردست می اید تا خواست خود را بر فراز

هستی بنا کند.بر حذر باش از گمراهی انسان که همواره همراه اوست از ابتدا تا

نهایت .نظاره کن .این منم خدای دیروز ، امروز و فردا ها . نگهبان زمان

وابدیت .بی مانند .غرق در دانایی . بی همتا در توانایی .عناصر را بخوان تا مرا

خدمت کنند و نیروهای طبیعت را امر کن تا تجلی آمال من شوند .بپاخیز من تو را

می خوانم .

 

دوباره خنجر را به سمت پنتاگرام وارونه نشانه برو و ادامه بده :

 

کاین ، شیطان ، من قله ها را تصرف کرده ام . قدرت تاریکی در دستان من است .

اکنون من در قالب تو خواستهای شیطان ام را تجلٌی می بخشم ؛ پندار مرا با شکوه

وعظمت باستانی تسخیر کن . مرا در لایه های نامریی و رمزآلودش تنها گزار .

 

جام را در مقابل پنتاگرام وارونه بالا ببر ( بمنظور پیشکش ) و انگشت اشاره

دست راست را درون ظرف ببر . انگشت را از ظرف خارج کرده ، دور لبه جام

بگردان ( در جهت گردش عقربه های ساعت ) و همزمان بخوان :

 

من از این جام می نوشم .من از زندگی می نوشم . قدرتهای نهفته در تاریکی مرا

در بر گیرید .

 

جام را یک نفس تا انتها بنوش .و ادامه بده :

 

همراه با برترین نیروهای شیطانی و عمیق ترین قدرتهای تاریکی به جهان مادٌه باز

می گردم تا شبی دیگر را تسخیر کنم .

 

آتش را خاموش کن ، زنگ را در خلاف جهت ابتدایی به صدا در آور

، شمع ها را خاموش کن .

 

آتش سوزان و یک عریان

 

معبد پر خون و این شیطان

 

آخرین زنگار قلبش را

 

میتراشد با دلی نالان

 

از برای نفرت و کینه

 

در وجودش گشته یک طوفان

 

زندگی احساس عشقش را

 

شسته میبیند در این باران

 

 

 

اعمال و زمان شيطان پرستی :

زمان شيطان پرستی در زمانهای بسيار قديم و قرون اوليه آدمی در چندين زمان انجام

ميگرفت : اولين زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛ بر اين تصور که شيطان و خدای

تاريکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هديه خود و اگر برای آنها قربانی انجام

نميگرفت خدای تاريکی و شيطان تمام انسانها را قتل عام ميکردند لذا برای آرامش

شيطان قربانی کردن انسان انجام ميشد . اين مراسم به خصوص در قبايل امريکای

جنوبی بسيار فراوان ديده شده است به گونه ايکه اکتشافات به دست آمده وجود اين

قربانی کردن ها را تصديق ميکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نيز به شيوه ای

خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود را داشت . البته قربانی کردن انسان در

زمانهای ديگر نيز انجام ميشد که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در يک

شب کاملا تاريک انجام ميشود .

اعمال مراسم شيطان پرستی نيز بسيار زياد است و به ذکر چند مورد بسنده ميکنم .

مهمترين اعمال آنها اعمالی است که هميشه انجام ميدهند و در آن به انجام امور جنسی

 میپردازند و همچنين از شيطان برای پيشبرد اهداف حاضرين کمک ميخواهند و اگر

کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا ميشود . مراسم بعدی ؛ مراسم

عضويت يک عضو جديد به اين هيئت و مجموعه است که اين کار توسط کشيش

کليسای شيطان و يا همسر وی ( بستگی به مذکر يا مونث بودن عضو جديد دارد )

انجام ميشود .

 

 

مراسم قربانی کردن :

 

در شيطان پرستی جديد قربانی کردن مفهومی ندارد اما برای آنان که هنوز پيرو

شيطان پرستی قديمی و قرون وسطايی هستند اين کار در شبی تاريک انجام ميشود .

قربانی توسط آب مقدس غسل داده ميشود و بر روی محراب خوابانده ميشود . البته

اصولا قربانی ها قبل از انجام مراسم بيهوش ميشوند . و در کاملترين مراسم قربانی

کردن برای شيطان ؛ قربانی پس از کشته شدن و نوشيدن خون وی توسط آتش

 سوزانده ميشود . در اين مراسم خواندن اوراد مخصوصی به زبانی کاملا بی معنی و

گاها عبری انجام ميگيرد .

 

مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :

شاید معروفترین مراسم آنان باشد . این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود

 و دقیقا همان مراسم عشای ربانی مسیحیت است با این تفاوت که تمام کارها برعکس

انجام میشود و البته کارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد که از ذکر آنها خودداری

میکنم .

 

مراسم پیوستن عضو جدید:

 

در مراسم پيوستن عضو جديد به شيطان پرستان که البته همچين عملی در جادوگری

نيز وجود دارد ۵ بوسه مقدس است . اين ۵ بوسه توسط همسر يا خود کشيش به بدن

شخص عضو شونده زده ميشود که باعث خير و برکت او ؛ تقدس او در بين شيطان

پرستان ؛ تشکر از وی به منظور عضو شدن و در نهايت قبول فرد عضو شونده

است . شخص جديد در وسط پنتاگرام ( چه در جادوگری و چه در شيطان پرستی و

 در هر دو پنتاگرام ) زانو ميزند در حاليکه کاملا عريان است . بوسه ها بر زانو ؛

الت تناسلی ؛ سينه ها و لبان شخص جديد زده ميشود . قبلا هم گفته شد که در اين دين

اعتقاد خاصی و احترام خاصی به اندام تناسلی قائل هستند زيرا زندگی و جهان را

 بدون وجود آن پوچ ميدانند و آن را تضمين بقای بشريت ميدانند . البته قابل تامل است

 که تضمين بقای آدميت به وجود آن بستگی دارد اما افراط و تفريط در هر دينی وجود

 دارد و خواهد داشت

 

شيطان پرستی در ايران :

 

شيطان پرستی در ايران از ديرباز وجود داشته است . چه قبل از زرتشت و چه بعد

از آن و شايد اوج آن در زمان زرتشت و بحث اهريمن و اهورامزدا باشد . اما بر

اساس تحقيقات نويسنده وبلاگ بيشتر شيطان پرستی در ناحيه غربی کشور و

 ناحيه مرکزی ايران داير است . مخصوصا در شهرهای غرب و جنوبغرب کشور و

 کردنشين که حتی مراسم اين عده در کوهها و دره ها نيز هنوز برگزار ميشود و

قربانی آنها حيوان است . در قسمتهای مرکزی ايران نيز هنوز هستند قبايلی که

شيطان پرست هستند اما خوب به گستردگی ديگر مناطق ايران نيستند . و

متاسفانه بعضی از اين کانونهای شيطان پرستی در تهران نيز در حال گسترش

است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 0:37  توسط Yasha  | 

شیطان پرستان

 

شیطان پرستان لاویی

این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل شیطان" و دیگر آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بود و تحت تاثیر نوشته‌های فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید، ویندهام لویس، چارلز داروین، امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز اعتنایی نداشت.

یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف میدانند نباید به طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی میدانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل عمل کنند.

شیطان پرستی دینی

گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولا پیش نیازی برای خود قائل میشوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا بوسیله شیطان شناخته میشوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است می‌تواند تنها در ذهن یک شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولا قبل از مسیح) اقتباس شوند.

بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) می‌توانند از انواع مختلفی از معبود ها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و بعضا از الهه‌های رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است ( گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی است)

مابقی گروه ها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولا توسط کسانی که خدا را به دید شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق می‌کنند و تلاش می‌کنند خود را بوسیله فلسفه هایی چون میجیک و فلسفه‌های مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که : "هر خدای ارزشمندی بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد."

یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق می‌کند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه میدانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشته‌اند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان پرستان معاصر" می‌‌گویند.

شرپرستان

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط میشوند. این نوع شیطان پرستان معمولا متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب "مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست می‌باشد. ترجمه لغوی نام کتاب پتک جادوگران است

فلسفه شیطانی

شیطان در 9 جمله شیطانی منسب به لاوی خلاصه می‌شود

  1. شیطان می‌گوید دست و دلبازی کردن بجای خساست.
  2. شیطان می‌گوید زندگی حیاتی بجای نقشه خیالی و موهومی روحانی
  3. شیطان می‌گوید دانش معصوم بجای فریب دادن ریاکارانه خود.
  4. شیطان می‌گوید محبت کردن به کسانی که لیاقت آن را دارند بجای عشق ورزیدن به نمک نشناسان
  5. شیطان می‌گوید انتقام و خونخواهی کردن بجای برگرداندن صورت ]اشاره به تعالیم مسیحیت که می‌گوید هرگاه برادی به تو سیلی زد، آن طرف صورتت را جلو بیاور تا ضربه‌ای به طرف دیگر بزند[
  6. شیطان می‌گوید مسئولیت پذیری در مقابل مسئولیت پذیران بجای نگران بودن خون آشام های غیر مادی
  7. شیطان می‌گوید انسان مانند دیگر حیوانات است، گاهی بهتر ولی اغلب بدتر از آنهایی است که روی چهار پا راه میروند، بدلیل آنکه انسان دارای خدای روحانی و پیشرفت های روشنفکرانه، او را پست‌ترین حیوانات ساخته است.
  8. شیطان تمام آن چیزهایی که گناه شناخته میشوند را ارائه می‌دهد، چون که تمام آنها به یک لذت و خوشنودی فیزیکی، روانی یا احساسی منجر میشوند.
  9. شیطان بهترین دوست کلیساست چرا که در میان تمام این سالها وجود شیطان دلیل ماندگاری کلیساها می‌باشد.

و در مقایسه با این جملات، لاوی 9 گناه شیطانی را نیز نام برده است: حماقت، ادعا و تظار، نفس گرایی (انتظار بازپس گرفتن از دیگران، آنچه که به آنها داده اید)، خود را فریب دادن، پیروی از رسوم و عقاید دیگران، روشن بینی نا کافی، فراموش کردن ارتدکسی گذشته (به طور مثال، قبول کردن چیزی قدیمی در بسته بندی جدید، به عنوان نو)، غرور و افتخار بی حاصل (مانند غروری که هدف شخصی را از درون می‌‌پوساند) و کمبود محسنات ! یادداشت : Solipsism می‌تواند به یک طرز فکر معرفت‌شناسی منسب به دیسکارت نیز گفته شود، که در آن به افراد پیشنهاد می‌شود که تنها کسی هستند که می‌توانند وجود چیزی را تجربه کنند و هرچه دیگران می‌گویند تنها خیال و وهمی از تصورات خودشان است.

او (لاوی) سپس 11 قانون شیطانی را نیز وضع کرد، که در حالی که نظام نامه‌ای اخلاقی نیست، ولی راهنمایی های کلی برای زندگی شیطان پرستی را ارائه کرده است:

  1. هرگز نظراتت را قبل از آنکه از تو بپرسند بازگو نکن.
  2. هرگز مشکلاتت را قبل از آنکه مطمئن شوی دیگران میخواهند آن را بشنوند بازگو نکن.
  3. وقتی مهمان کسی هستی، به او احترام بگذار و در غیر این صورت هرگز آنجا نرو.
  4. اگر مهمانت مزاحم تو است، با او بدون شفقت و با بیرحمی رفتار کن.
  5. هرگز قبل از آنکه علامتی از طرف مقابلت ندیده‌ای به او پیشنهاد نزدیکی جنسی نده.
  6. هرگز چیزی را که متعلق به تو نیست برندار، مگر آنکه داشتن آن برای کس دیگری سخت است و از تو میخواهد آن را بگیری.
  7. اگر از جادو به طور موفقیت آمیزی برای کسب خواسته هاید استفاده کرده‌ای قدرت آن را اعتراف کن. اگر پس از بدست آوردن خواسته هایت قدرت جادو را نفی کنی، تمام آنچه بدست آوردی را از دست خواهی داد.
  8. هرگز از چیزی که نمیخواهی در معرض آن باشی شکایت نکن.
  9. کودکان را آزار نده.
  10. حیوانات -غیر انسان- را آزار نده مگر آنکه مورد حمله قرار گرفته‌ای یا برای شکارشان.
  11. وقتی در سرزمینی آزاد قدم بر میداری، کسی را آزار نده، اگر کسی تو را مورد آزار قرار داد، از او بخواه که ادامه ندهد. اگر ادامه داد، نابودش کن.

نقد شیطان پرستی

گرچه بیشتر نقد ها از ناحیه ادیان بزرگ صورت میپذیرد، ولی بیشترین انتقادات به شیطان پرستی از طرف مسحیان شکل میگیرد. در این راستا مباحث سودمندی مطرح هستند.

این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه است در کنار معنای ضد آن تعریف می‌شود که چه چیزی به عنوان ریاکاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه ها و ادیان ضعیف عمل می‌کند. همچنین این مباحث ادراک معنی و طبیعت شیطان یا عبادت او را از ادبیاتی که معمولا ضد شیطان است شکل گرفته است.

  • بسیاری از شیطان پرستان، شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی می‌کنند. به هرحال آنها ادعا می‌کنند چنین هویتی بر مبنای قبول کردن اینکه شیطان موجودی یا قدرتی افضل است شکل میگیرد.حال گفته می‌شود با توجه به اینکه شیطان به عنوان موجودی شناخته می‌شود که با خداوند مخالفت می‌کند، در صورت قبول کردن او به عنوان راهنما، باید با خودش نیز مخالفت کرد. (تناقض)
  • عالمان مسیحی بر این باورند که نمیتوان هرگز از شیطان طبعیت نکرد (هیچ کس معصوم نیست) چرا که آنها باور دارند شر انسانی یک تلاش بیفایده برای انجام دادن کار های خوب است ( به طور مثال، برای رستگاری یا کسب امنیت برای خود، حتی با این شرط که به دیگیران ضرر رساند). حتی کسانی که از فلسفه خوش پرستی طبعیت می‌کنند، تلاش می‌کنند چیزهایی که به عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شده‌اند را بدست آورند. این فلسفه دانان ادعا می‌کنند نتیجه این فلسفه اگر با قوانین خداوندگار تطابق نداشته باشند، تنها رنج، سردرگمی، انزوا و نا امیدی به همراه خواهد داشت.
  • شیطان پرستی یک "سراب فلسفی" و "علم بیان سنگین" است. چرا که گفته می‌شود لاوی در استفاده از لغاط تبحر خواستی داشته است. شیطان پرستی یک طلسم کم ژرفای عقلانی از خدای ساخته شده توسط بشر است.
  • "انسان موجودی اجتماعی است و به انسان های دیگر احتیاج دارد". بعضی ها عقیده دارند شیطان پرستان درک اشتباهی از استقلال داشته‌اند و آن را به تنهایی تعبیر کرده اند. استقلال می‌تواند شما را قوی تر کند ولی این غیر ممکن است شما به تنهایی خدا باشید. آنها بر این باورند که اگر کسی خود را خدا معرفی کند و ضمن استفاده از لایق دانستن خود، می‌توان به عدم پذیرش حقیقت منجر شود.
  • یکی از نقد های کاربردی تر شیطان پرستی اینست که ضمن این که شیطان پرستی معمولا خود را به عنوان راه نجاتی برای توده‌های تسلیم شده مردم در مقابل دین های اصلی معرفی می‌کند، بر شایستگی های آنها در بی نیازی از دیگران و انزوا گرایی تاکید می‌کنند و انزوا گرایی می‌تواند به سوء استفاده‌های مختلفی ناشی شود – که معمولا نیز چنین است. چرا که طبیعت انزواگرایانه شیطان معمولا در بازخورد جوامع ناکارمد است. و برای جبران این خلا از قوانین ادیان سنتی استفاده کرده است.

فرقه‌های غیر شیطان پرستانه بسیاری از گروه ها به اشتباه به عنوان گروه‌های شیطان پرستی در نظر گرفته می‌شود.به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد:

  • هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیر طبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند، که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند. و آن را منتسب به طبیعت "حقیقی" انسان مینامند.
  • گروه هایی که از دین مسحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند.

تعریف دوم، معمولا توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار میگیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه ها را شیطان پرست مینامنند. این بنیاد گرایان بیشتر دین های کافر جدید (مثلا ویکا یا استرو) را با استفاده از این تعریف شیطان پرست مینامند.

طبق این تعریف به ندرت از دین هایی مانند اسلام و یهود و فرقه‌های مسیحیت به عنوان شیطان پرست تعبیر می‌شود. چنین گروه هایی که دین های گذشته را شیطان پرست بنامند بسیار کم است، مانند فرقه مورمون‌ها یا چند فرقه کوچک دیگر. البته شنیده شده است که بعضا کاتولیک ها، پروستان ها را نیز شیطان پرست نامیده‌اند و یا بالعکس ولی چنین خطابی خیلی به ندرت اتفاق می‌‌افتد.

حرکت دیگری که به اشتباه به عنوان شیطان پرست شناخته شده است، گروه‌های هوی متال موسیقی است. گرچه گروه هایی وجود دارند که به دلایلی چند از شبیه سازی های شیطانی استفاده می‌کنند ولی عمده گروه‌های متال/راک ارتباطی با یکی از انواع شیطان پرستی ندارند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 0:17  توسط Yasha  | 

نماز و نيايش و روزه در آيين زرتشتی

در آيين زرتشتی نماز عملی اجباری و اعتياد گونه نيست که بصورت برده وار و ترس از آدمی ظالم خوانده شود و يا تجارتی سود رسان نيست تا کسی برای رسيدن به ثروت و بهره لازم آنرا بجا آورد نماز در دين زرتشت خود شناسی است و در نماز بايد انديشه پالايش شود بر طبق اعتقادات دين زرتشت هر يک از موجودات ذره ای از اهورا مزدا را در خود دارند و اين فروهر در وجود من شما و ديگران است برای همين است که اين آيين تنها آيينی است که قربانی نمودن برای خدا در آن منع شده است حتی گياهان و جمادات هم از اين فروهر بی بهره نمی باشند. به همين خاطر است که آشو زرتشت در بخشی از نيايش خود می فرمايند :((با فروتنی کامل پيش از همه چيز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را به من عطا فرمايی تا به همراهی درستی کردار و ضمير پاک بتوانم خوشبختی روان آفرينش را(همه جهانيان) فراهم سازم)).

در مورد روزه در آيين زرتشت نيز بايد گفته شود که روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اينکه باعث سستی بدن و عدم فعاليت مفيد و کار روزانه می شود حرام می باشد. چون اين موارد در آيين زرتشت نکوهيده شده وبی کاری و تن پروری بشدت نهی شده است و امابرای افراط نکردن در خوردن گوشت حيوانات روزهای دوم و دوازدهم و چهاردهم و بيست و يکم هر ماه زرتشتيان از خوردن گوشت پرهيز می کنند اين چهار روز متعلق به چهار امشاسپند وهمن ؛ماه و گوش و رام که از حاميان چهارپايان هستند می باشد.

اما نيايشی که امروزه در بين زرتشتيان متداول می باشد و خواندن آن نيازی به آداب و رسوم خاصی ندارد و در هر هنگام از شبانه روز می توانيم آنرا بخوانيم و سپاس خدای يگانه را بجای آوريم و نبايد فراموش کنيم که اين ما هستيم که به راز و نياز و برقراری ارتباط با خداوند نياز داريم و بايد روح و روان خود را پالايش کنيم . اين نيايش برگرفته از نيايش اشو زرتشت در يسنا ۲۸ می باشد و برای اجرای آن کافيست دستهای خود را بلند کرده و به پيروی از اشو زرتشت بخوانيم:

((با دستهای بر افراشته بسوی تو ای مزدا و با فروتنی کامل پيش از همه چيز خواستارم که بهره ای از خرد مقدس خود را بمن عطا فرمايی تا بهمراهی درستی کردار و ضمير پاک بتوانم خوشبختی روان آفرينش را فراهم سازم.ای اهورامزدا بشود که با انديشه نيک به تو نزديک شده و با پيروی از قانون اشا به ارزشهای مادی و معنوی خود پی ببرم تا بدين وسيله دين داران را بسرای روشنی و خرمی و زندگی نيک هر دو جهان رهبری کنم . من اين سرودهای ستايش خود را آنسان که پيش از اين کسی نسروده نثارت می کنم ای اهورا ای روان راستی و ای نيک انديش واقعی از تو در خواست می کنم تا در جهان نيروی فنا ناپذير معنوی تجلی نمايد .اينک تو را با ستايش خود فرا می خوانم بسويم شتاب و مرا از خوشبختی و کاميابی واقعی بر خوردار ساز. هنگاميکه با منش پاک تو را با سرودهای ستايش فرا می خوانم آگاهم که مرا برای رهبری روان مردم جهان گماشته ای و از پاداشی که تو ای اهورا مزدا برای کردار نيک می بخشی خبر دارم و آماده ام تا زمانيکه مرا تاب و تواناييست بمردم بياموزم که بسوی راستی راه پويند. ای مزدا بسوی من آی و مرا از بخشش منش پاک و راستی برخوردار ساز تا بوسيله آموزش آيين مقدست گمراهان و بدکاران را براه راست رهبری کرده و بر دشمنی بد خواهان چيره گردمای اهورا مزدا مبادا هرگز کار ناشايستی از من سر زند که مورد خشم تو قرار گيرم . ای راستی و ای اصل پاک منشی پيوسته می کوشم تا تو را بستايم ای کسی که آرزوهای ما را بر می آوری تو را از ته دل درود می گويم چه می دانم نمازيکه از روی ايمان و اعتقاد کامل انجام شود بدرگاهت پذيرفته خواهد شد .ای کسی که اميد بهشت ما بسوی تست.))

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 0:16  توسط Yasha  | 

شعر با لذت شروع می شود و با حکمت پایان می یابد

(رابرت فراست)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 0:0  توسط Yasha  | 

  غرور بزرگترين نعمتي است ، که خداوند ، به مردم ضعيف هديه کرد 

شکسپیر )

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 23:43  توسط Yasha  | 

نظرتون راجب این یکی چیه؟!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:36  توسط Yasha  | 

نظر تون راجب این حرکت چیه؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:20  توسط Yasha  | 

_+++_________YEAH~!!!_____________
_+88________ROCK_ON~!!!___________
_+880_____________________________
_++88_____________________________
_++88_____________________________
__+880_________________________++_
__+888________________________+88_
__++880______________________+88__
__++888_____+++88__________+++8__
__++8888__+++8880++88____+++88___
__+++8888+++8880++8888__++888____
___++888++8888+++888888++888_____
___++88++8888++8888888++888______
___++++++888888888888888888______
____++++++88888888888888888______
____++++++++000888888888888______
_____+++++++000088888888888______
______+++++++00088888888888______
_______+++++++088888888888_______
_______+++++++088888888888_______
________+++++++8888888888________
________+++++++0088888888________
________++++++0088888888_________
________+++++0008888888__________
________############__________
________############___________

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:7  توسط Yasha  | 

زندگی گفت که آخر چه بود حاصل من
عشق فرمود تا چه بگوید این دل من
عقل نالید کجا حل شود این مشکل من
مرگ خندید در این خانه ویرانه من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:2  توسط Yasha  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 23:0  توسط Yasha  | 

سرودشيطان

با لشگر ویرانی جمع شده ایم . چه کسی در زیر پرچم مرگ می راند

مرگ دیگر تحمل نمی کند . اکنون زمان جنگ نفرت است

در چشمان ما خشم ، نفرت و طغیان را خواهی دید

صدای قهقهه شیطان در این میدان جنگ و این شب سرد

شیاطین بالهایشان را می گسترانند و با فریاد می گویند " ما در این جنگ پیروز می شویم "

یهوه ، بودا و الله می بینند رفتار و گریستن ما را

بال فرشتگان می شکند

بالهایشان در خون خیس می شود

ارباب بادهای تاریک

صورت بز را می سازم

سرودی کفر آمیز ارواح را هدایت می کند

آتش در آسمان خاموش شده و آبهای آبی دیگر گریه نمی کنند . رقص درختان متوقف شده .

صدای چکیدن خون کودکی که در این نزدیکی مرده ، خاموش شده

اکنون تنها باقی مانده سنگ قبری سیاه است با یک محراب

اما در این زمان یک روح فراموش شده به جرم رسیدن به ازل مجازات می شود .

لوسیفر

رازهای تقدیس شده را به من نشان بده

سرچشمه های مخفی دانش بی پایان

که سکونت می کند در مغاک

عظمت شیاطین

حرفهای من این دنیا را به آتش خواهد کشید

بر من درود فرستید

N

SATAN

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 22:34  توسط Yasha  |